يه مخلص ...

   يه آدم مخلص و همه چيز تمام تمام بود ، با اينكه درجه ي نظامي گرفته بود ولي هنوز همون خصلت بسيجي گونه را ترك نكرده بود ،    با وجوديكه مي دانست ارتش نظم و انضباط  خاص خودش را دا رد ، به جاي احترام نظامي به مافوق  ، لفظ سلام عليكم را بسيار غليظ  ادا مي كرد  . به همين خاطر بعضي از بچه ها مسخراش مي كردند و بقول معروف دستش مي  انداختند .  وقتي گردان شهادت توسط امير صياد شيرازي در قرارگاه كربلا تشكيل شد ايشان داوطلبانه عضو گردان شهادت شد و  در عمليات هاي مختلف شركت كرد و در يك عمليات شناسايي چشم راستش را از دست داد. چند شب پيش دعاي توسل در منزل يكي از جانبازان محلمان برگزار شد مراسم دعا تمام شد گفتم راستي حاج علي  نحوه ي جانباز شدنت رو برام گفتي ، اگه ميشه يه بار ديگه برام تعريف كن . با خوشرويي پذيرفت و گفت :

رقصي ميان ميدان مين

تو منطقه ي شرهاني دشمن شرارت زيادي به پا كرده بود از طرف گردان شهادت ستوان سلامي ، من و چند نفر ديگر را مامور كردند كه دشمن را شناسايي كنيم  ، گفته بودند كه حق درگيري با دشمن رو نداريد فقط وضعيت دشمن را شناسايي كنيد و برگرديد . وقتي به سنگر هاي دشمن نزديك شديم يه عراقي رو ديدم كه با عجله به داخل سنگر رفت ، خودم را به جناب سروان سلامي رسوندم و گفتم مي تونم بدون سر و صدا وارد سنگرش بشم و كارش رو بسازم ، ايشون اجازه نداد و سخت مشغول رسم سنگر هاي آنان روي كاغذ كالك شد . من كمي جلوتر رفتم همان كسي كه وارد سنگر شده بود از سنگرش بيرون اومد ضامن نارنجكي كه در دستش بود كشيد و آن را به طرفم  پرتاب كرد روي زمين نشستم تا تركشها به بدنه ي خاكريز بخورد ولي تركشي چشم راستم را نشانه رفت و تمام صورتم غرق در خون شد وقتي به بيمارستان دزفول رسيديم گفتند بايد چشمت را تخليه كنيم و من شكايتي نداشتم .

جانباز مورد نظر حاج علي محمد سيف اللهي (گروه 411 بروجرد )

راوي : احمد يوسفي  

[ پنج شنبه بیستم 7 1391 ] [ 21:27 ] [ eramau ]

روايت هشت ساله اي كه اگر 80 سال طول بكشد، جا دارد!

 آيت الله خامنه اي

روايت هشت ساله اي كه اگر 80 سال طول بكشد، جا دارد!

ما در اين ماجراي هشت ساله، يك پيروزي مطلق به دست آورديم. ما كه جنگ را شروع نكرده بوديم كه بگوييم فلان جا را مي‌خواستيم بگيريم، نتوانستيم، پس ناكام شديم؛ قضيه اين نبود. قضيه اين بود كه دشمني به ما حمله كرده بود و مي‌خواست بخشي از خاك ما را بگيرد؛ همه دنيا هم به او كمك كردند؛ ما هم مردانه ايستاديم؛ ناكام شد و بيني‌اش به خاك ماليده شد و برگشت. پيروزي از اين بالاتر؟ اين پيروزي را با همين ابعاد، با همه خصوصياتي كه در آن وجود دارد، با همه آن هزاران هزار ماجرايي كه آن را به وجود آورده است، ما بايد روايت كنيم. اين كارِ هنرمندان عزيز ماست؛ كار نويسندگان است؛ كار سينماگران است؛ كار شاعران است؛ كار نقّاشان است؛ كار اصحاب فرهنگ و هنر است.
امروز كار عدّه‌اي كه به ميدان جنگ رفتند و در اين هشت سال، آن حماسه را آفريدند - چه شهدايشان، چه ايثارگرانشان، چه رزمندگانشان - ديگر تمام شد. آن‌ها كار خودشان را كردند. پس از پايان كار آن‌ها، كار يك خيل عظيم ديگري آغاز مي‌شود؛ علاوه بر گزارش‌هايي كه در دوران جنگ دادند. همين دوره جنگ، چقدر براي ما هنرمند درست كرد؛ چقدر شخصيت‌هاي برجسته درست شدند! غير از آن، بعد از پايان جنگ، نوبت اين خيل عظيمي است كه اين ديگر مسئله‌اش هشت سال نيست؛ هشتاد سال هم اگر طول بكشد، جا دارد.
.

سخنراني‌ در جمع‌ مديران و هنرمندان دفاع مقدس كشور– 6 مهر 1379

[ جمعه هفتم 7 1391 ] [ 18:29 ] [ eramau ]

وبلاگ رقصي ميان ميدان مين برگزيده پنجم جشنواره فعالان سايبري

وبلاگ رقصي ميان ميدان مين برگزيده پنجم جشنواره فعالان سايبري

مراسم اختتاميه نخستين «جشنواره فعالان سايبري ايثار و شهادت» عصر ديروز (چهارشنبه) با حضور دكتر علي لاريجاني و غلامحسين محسني‌اژه‌اي دادستان كل كشور در «تالار وحدت» برگزار شد. رقصي ميان ميدان مين

 نفرات برگزيده از ميان 1128 عضو شركت كننده ،  عبارتند از 1- خانم سعيده ماه نو از مشهد 2- وبلاگ سربند هشت رود علي غلامي آذربايجان شرقي 3- وبلاگ معبر مير فندرسك محمد اسماعيلي از گلستان 4- لبخندهاي خاكي محسن رازقي مشهد 5- رقصي ميان ميدان مين احمد يوسفي بروجرد 

رقصي ميان ميدان مين

عكس هاي اين صفحه  توسط احمد يوسفي از مراسم فوق گرفته شده است .

رقصي ميان ميدان مين

رقصي ميان ميدان مين

رقصي ميان ميدان مين


ادامه مطلب
[ شنبه اول 7 1391 ] [ 1:24 ] [ eramau ]
X