آلبوم يادگاري

احمد يوسفي

من و شهيد حاج محمد علي اسماعيلي

ايستاده من و نشسته حاج محمد اسماعيلي 

دو كوهه انديمشك

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه هجدهم 3 1391 ] [ 19:45 ] [ eramau ]

از مجنون آمدند و بوي ليلي داشتند

امروز هفتم خرداد ماه 1391خيابانهاي شهر بروجرد بوي ليلي و مجنون گرفت . 96 مجنون دلاوري كه به عشق ليلي همه ي خطرها را به جان خريدند و عاشقانه در جزيره ي مجنون و فاو به دنبال عشقشان سر و جان فدا كردند. امروز همه آمده بودند ، مرد و زن ، كودك و نوجوان ، پير و جوان ، همه بدون نوحه سرايي، اشك مي ريختند . آنچنان براي دست كشيدن به تابوتهاي شهدا تلاش مي كردند كه انگار امام زاده اي را در مقابل خود مي ديدند . خود به خود به ياد اين فرمايش امام راحلمان رحمه الله عليه افتادم كه فرمودند : شهدا امامزادگان عشقند و مزار انها زيارتگاه اهل يقين است . خوشا به سعادت اين لاله هاي پرپري كه معامله ي آنها با خداوند يكجا انجام گرفت و مثل من نيمه تمام رها نكردند . از خيل اين كبوترن عاشق كه امشب بر باممان نشسته اند براي خودم و همه ي كساني كه التماس دعا داشتند دعا مي كنم . شايد گوشه ي چشمي به ما هم داشته باشند انشاالله

 آنان كه خاك را به نظر كيميا كنندآيا بود كه گوشه چشمي به ما كننددردم نهفته به ز طبيبان مدعي باشد كه از خزانه غيبم دوا كنندمعشوق چون نقاب ز رخ در نمي‌كشدهر كس حكايتي به تصور چرا كنندچون حسن عاقبت نه به رندي و زاهديست آن به كه كار خود به عنايت رها كنندبي معرفت مباش كه در من يزيد عشق اهل نظر معامله با آشنا كنندحالي درون پرده بسي فتنه مي‌رودتا آن زمان كه پرده برافتد چه‌ها كنندگر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدارصاحب دلان حكايت دل خوش ادا كنندمي خور كه صد گناه ز اغيار در حجاب بهتر ز طاعتي كه به روي و ريا كنندپيراهني كه آيد از او بوي يوسفم ترسم برادران غيورش قبا كنندبگذر به كوي ميكده تا زمره حضوراوقات خود ز بهر تو صرف دعا كنندپنهان ز حاسدان به خودم خوان كه منعمان خير نهان براي رضاي خدا كنندحافظ دوام وصل ميسر نمي‌شودشاهان كم التفات به حال گدا كنند .

 

بروجرد

عكسها در ادامه مطلب  ادامه مطلب...

[ دوشنبه هشتم 3 1391 ] [ 1:21 ] [ eramau ]

عمليات ايذايي

شب عمليات بيت المقدس ، يك تيپ از لشكر ذولفقار ارتش در منطقه ي كوشك مامور بود كه 35 دستگاه تانك دشمن رو كه تو كوشك مستقر بودند با عمليات ايذايي خود سرگرم كنند تا اينكه اونا نتونند خودشون رو به خرمشهر برسونند و به نيروهاشون كه تو شهر مقاومت مي كردند كمك كنند . عمليات از ساعت 11 شب شروع شد . چند نفر از  گروهان دوم ،گردان 436 مهندس رزمي بروجرد هم مامور به لشكر ذوالفقار شده بود . اون شب گروهبان يكم حسين فردي از هم دوره ايهاي آموزشگاه نوجوانان رو ديدم كه با موتور و با اون دل شيرش به قلب دشمن مي زد و تو شكار تانكها به بچه ها كمك مي كرد . عمليات كه شروع شد  دشمن غافلگير شده بود و واقعا نمي دونست بايد چيكار كنه . همه ي تانكها با آرپي جي بچه ها منهدم شدند و بچه ها خيلي جلوتر از اون حدي رفته بودند كه قرار بود برند به همين خاطر ساعت 4 صبح دوباره صداي موتور حسين رو شنديم كه پيشم وايساد و گفت احمد سوار شو  بايد برگرديم عقب . گفتم چرا ؟ گفت :همه ي نيروها بايد برگردند . با حسين برگشتم پشت خاكريزها و سربازها رو كه جمع كرديم به گروهان برگشتيم اون شب ما فقط يك شهيد به نام اسدالله گودرزي كه دانشجو بود تقديم كرديم البته ايشون هم با گروه آقاي حسن معظمي  بود. ياد اين شهيد بزرگوار در سالگرد شهادتش گرامي باد .

خرمشهر

اما اينكه در عمليات هاي ايذايي نتيجه مهم نيست و هدف سرگرم كردن دشمن است .بايد بگويم  به حول و قوه ي الهي اين عمليات نتيجه بسيار خوبي هم داشت و اون انهدام تانكهاي دشمن و جلوگيري از كمكشون به جبهه ي مياني جنگ يعني خرمشهر شد .  

 

 

[ چهارشنبه سوم 3 1391 ] [ 15:36 ] [ eramau ]
X